رسانه جدید

خلاصه گزارش"درآمدی بر ظرفیت بکارگیری فناوری زنجیره بلوک در اخذ مالیات بر ارزش افزوده"

بنام خدا

گزارش خلاصه ارائه در سالن پژوهش پژوهشکده امور اقتصادی در تاریخ 24 اسفندماه 1399

ارائه‌دهنده: محسن نظری فارسانی

عنوان:

"درآمدی بر ظرفیت بکارگیری فناوری زنجیره بلوک در اخذ مالیات بر ارزش افزوده"

مالیات بر ارزش افزوده مالیاتی است که بر مصرف وضع می‌شود و نباید هیچ باری بر تولیدکننده یا فروشنده واسطه داشته باشد. یعنی در هر مرحله از تولید یا توزیع به میزانی که ارزش کالا یا خدمت اضافه می‌شود مالیات خلق می‌شود و در همان مرحله از خریدار اخذ می‌شود. چنانچه خریدار جدید خود مصرف‌کننده نهایی نباشد نیز، از حلقه بعد از خود مالیات را دریافت می‌کند و این فرایند ادامه پیدا می‌کند تا مشتری نهایی به اندازه درصدی از قیمت فروش کالای نهایی به عنوان نرخ مالیات بر ارزش افزوده را مالیات بر ارزش افزوده پرداخت کند. یک تولیدکننده یا توزیع‌کننده صرفاً مابه‌التفاوت مالیات دریافتی و پرداختی خود را به سازمان مالیات پرداخت می‌کند یعنی مالیات بر ارزش افزوده خلق‌شده در همان مرحله از زنجیره تولید تا مصرف. بنابراین از این مالیات هیچ اصابتی متوجه تولیدکننده یا توزیع‌کننده نیست. جمع مالیات‌های دریافتی در مراحل مختلف توسط سازمان مالیات معادل همان مالیات پرداختی در حلقه آخر توسط مشتری نهایی است.

مشکلات سیستم فعلی

اما در عمل در این سیستم به دلایل متعدد نقائص زیادی ایجاد شده است. به‌دلیل وجود مکانیزم اعتبار و پرداخت از طرف سازمان برای خرید نهاده‌ها و همچنین عدم امکان بررسی کلیه اظهارنامه‌ها توسط سازمان امور مالیاتی، این انگیزه در مؤدیان متخلف ایجاد می‌شود که فاکتورهای جعلی صادر کنند و چون هر فاکتور خرید ایجادشده به منزله یک چک از طرف دولت در دست مؤدی است، این فرایند منجر به ادعای استرداد مؤدی از سازمان شده و تقلب مالیاتی شکل می‌گیرد. همچنین امکان دستکاری اطلاعات یا ایجاد سند در طول دوره نیز وجود دارد.

یکی دیگر از مشکلات عمده مالیات بر ارزش افزوده، ممیزمحوری و رواج شیوه علی­الرّأس در نظام رسیدگی و تشخیص مالیات است. اطاله دادرسی در موارد اختلاف بین مؤدی و سازمان مالیاتی از موارد دیگر مشکلات مربوط به مالیات بر ارزش افزوده است و نهایتاً تضمینی نیست که مالیات عادلانه وضع گردد یا خیر.

در موارد تعاملات بین کشورهای عضو یک پیمان نیز مشکلاتی در اخذ مالیات صحیح توسط ادارات مالیات کشورهای مربوطه وجود دارد که علی‌رغم اندیشیدن تمهیدات متعدد کماکان نتوانسته‌اند بر مشکلات آن فایق آیند.

لذا این گزارش به دنبال طرح این موضوع بود که آیا از ظرفیت فناوری بلاک‌چین می‌توان استفاده کرد تا مشکلات فعلی را تخفیف یا ریشه‌کن کرد؟ برای این منظور دو گروه مطالعه انجام شده است. یک گروه تمرکز خود را بر تعاملات بین‌المللی و مشکلات اخذ مالیات گذاشته و گروه دیگر مطالعات بر امکان بکارگیری مالیات بر ارزش افزوده داخل یک کشور با استفاده از فناوری زنجیره بلوک تمرکز کرده است.

در ادامه پس از بیان خلاصه‌ای از مفاهیم بلاک‌چین، مختصری از مطالعات صورت گرفته مطرح می‌شوند.

بلاک‌چین چیست؟

زنجیره بلوک یک فناوری است که با رونمایی از بیت‌کوین در مقاله مشهور ساتوشی ناکاموتو در سال 2009، به معرض نمایش درآمد. گاهی اوقات این فناوری با بیت‌کوین یکسان تلقی می‌شود اما این تلقی نادرست است چون بیت‌کوین تنها یکی از کابردهای بی‌شمار بلاکچین است. فناوری زنجیره بلوک به‌طور ساده چیزی جز یک پایگاه داده نیست. یعنی کاری را انجام می‌دهد که یک دفترکل انجام می‌دهد. کار دفترکل معمولاً ثبت وقایع و رویدادهاست. تفاوت دفترکل سنتی با بلاک‌چین در آن است که بلاک‌چین یک دفترکل توزیع شده است. به این معنا که در دفاترکل سنتی مدیریت دفترکل بصورت متمرکز توسط یک نهاد واسطه انجام می‌شود اما در بلاک‌چین نیاز به یک نهاد واسط اعتمادساز از بین می‌رود چراکه بلاک‌چین اصطلاحاً بی‌اعتماد است، یعنی با وجود عدم‌اعتماد همه طرف‌ها به یکدیگر می‌تواند مبادلات را به  سرانجام برساند و نیاز به نهاد واسط اعتمادساز ندارد.

بلاک‌چین چگونه عمل می‌کند؟

بلاک‌چین برای هر کاربر یک کلید عمومی فراهم می‌کند. این کلید عمومی را می‌توان آدرس عمومی کاربر تلقی کرد. کلید عمومی به‌عنوان مقایسه معادل یک آدرس ایمیل یا شماره 16 رقمی مندرج بر روی یک کارت بانکی معمولی است. برای دریافت دارایی یا هر نوع دریافتی دیگر، کاربر باید آدرس عمومی خود را در اختیار فرستنده قرار دهد. اما برای ارسال هرگونه رمز یا دارایی یا پول رمزدار به دیگران نیاز به یک کلید خصوصی است. هر فردی که کلید خصوصی را در اختیار داشته باشد به عنوان مالک یک حساب تلقی می‌شود. با داشتن کلید خصوصی و تأیید به‌صورت امضای دیجیتال می‌توان به دیگران (با استفاده از کلید عمومی آنان) دارایی منتقل نمود.

بر روی یک شبکه بلاک‌چین هنگامی که یک مبادله می‌خواهد شکل بگیرد، برای تأیید ابتدا باید انجام معامله و طرفین آن به اطلاع شبکه برسد. پس از آن در صورت تأیید توسط مکانیزم اجماع[1]، مبادله تأیید شده و به صورت زمانی ذخیره می‌شود. ذخیره به‌صورت زمانی[2] یعنی اینکه همان لحظه تأیید، مبادله به صورت رشته‌ای از اعداد که حاوی لحظه تأیید است ذخیره می‌شود. این مبادله و دیگر مبادلاتی که در همان مقطع زمانی مورد تایید قرار گرفته‌اند وارد یک بلوک شده و این بلوک توسط یک رشته اعداد که حاصل تابع هش هستند، ذخیره می‌شود. به غیر از این شناسه، یک شناسه دیگر بر روی بلوک (به غیر از بلوک اول) وجود دارد که ارتباط آن با بلوک قبل از خود را بیان می‌کند و همین اتصال است که بلوک‌ها را مانند زنجیر به هم وصل می‌کند و به آن زنجیره بلوک می‌گویند. بنابراین هر بلوک حاوی مبادلات تأییدشده‌ای است که اولاً امکان هیچگونه دستکاری در آنها وجود ندارد، ثانیاً برای ردگیری مبادلاتی که در آن زمان اتفاق افتاده است، می‌توان به راحتی به آن مراجعه کرد.

مختصری از مطالعات صورت گرفته در این زمینه در ادامه مطرح می‌شوند.

تیپ اول مطالعات: تعاملات بین کشوری

بلاک­چین یک پروتکل نرم­افزاری مبتنی بر رمزنگاری است. می‌توان گفت زنجیره بلوک جای نهاد واسطه‌ای به نام گمرک یا اتاق تصفیه را پر می‌کند و لزوم وجود آنها را از بین می‌برد. در اینجا یک رمزارز جدید به نام کوین مالیات بر ارزش افزوده[3] (وت‌کوین) معرفی می­شود که برگرفته از بیت­کوین است. وت‌کوین یک رمزارز با اهداف محدود است که صرفاً برای پرداخت تعهدات مالیات بر ارزش افزوده استفاده می­شود، رابطه معینی با پول رایج دارد و قابل تبدیل از رمزارز به پول ملی کشور است و این کاربردها فقط در حیطه اختیارات دولت می­باشند.

واردکننده در کشور ب برای واردات از کشور الف درخواست وت‌کوین می­کند که دارای ارزش معینی در مقابل پول ملی است و برای پرداخت صورت­حساب مالیات بر ارزش افزوده عمده­فروش کفایت می­کند. این وت‌کوین مورد درخواست از نوع مورد پذیرش کشور ب می­باشد. وت‌کوین به این دلیل ارزش دارایی معینی در برابر پول ملی دارد که مالیات بر ارزش افزوده در یک مبادله بین­المللی، به پول محلی هم اظهار می­شود. پس اگر عمده­فروش در انگلستان واقع شده باشد وت‌کوین را قابل تبدیل به پوند درخواست می­دهد و اگر در فرانسه  یا مجارستان باشد، قابل تبدیل به یورو و فرونت.

چنانچه درخواست توسط اداره مالیات کشور ب مورد قبول و تایید واقع شود، یک قرارداد هوشمند می­شود که بر روی بلاک­چین می­نشیند. قرارداد هوشمند در این نمودار همان درخواست عمده­فروش از اداره مالیات است که در بلوک 1 قرار می­گیرد. این قرارداد هوشمند خاص با دیگر داده­های موجود در کشور ب تجمیع می­شود و با یکدیگر مورد تایید قرار می­گیرند.

تیپ دوم : سیستم مالیات بر ارزش افزوده داخلی

در سیستم جدید مبتنی بر بلاک‌چین سه سازمان دخیل هستند. سازمان امور مالیاتی، بانک و یک نهاد ناظر. در سیستم جدید یک بلاک‌چین توسعه می‌یابد. این بلاک‌چین از نوع خصوصی (مجوزمحور) است و تحت مدیریت سازمان امور مالیاتی قرار دارد. بنابراین هیچ نهاد دیگری نیاز به ماین کردن کوین مخصوص سازمان مالیاتی ندارد و تمام کوین‌ها توسط سازمان مالیاتی صادر، باطل و نظارت می‌شوند. اعطای سایر دسترسی‌ها به مابقی کاربران اعم از مؤدیان، بانک‌ها و نهاد ناظر توسط سازمان مالیاتی انجام می‌شود. ابتدا مؤدیان مشمول مالیات بر ارزش افزوده شناسایی شده و سازمان امور مالیاتی به آنها آدرس‌های عمومی و کلیدهای خصوصی اعطا می‌کند. این سیستم بلاک‌چین یک کوین مخصوص مالیات بر ارزش افزوده به‌نام وی اِی تی کوین یا وت‌کوین[4] خلق می‌کند. ویژگی وت‌کوین این است که ارزش آن در برابر پول رایج ثابت است و این ارزش توسط سازمان مالیاتی در هر دوره تعیین می‌شود.

در این سیستم باید مکانیزم پرداخت مالیات معکوس شود. به این صورت که یک مؤدی مالیاتی قبل از انجام معامله باید وت‌کوین خریداری کند و معادل آن پول فیات پرداخت کند. برای انجام این کار باید مؤدی (فروشنده) به بانک مراجعه و وت‌کوین را خریداری کند، چون وت‌کوین‌های تولیدی توسط سازمان مالیات به آدرس‌های ایجادشده در بانک منتقل می‌شوند. بنابراین فروشنده در هنگام فروش کالاها معادل میزان ریالی آنها پول دریافت کرده و معادل میزان مالیات متعلق از خریدار در ازای دریافت پول، وتکوین‌ به آدرس وی منتقل می‌کند. بنابراین هر جا یک مؤدی اقدام به خرید وت‌کوین می‌کند، در واقع در حال پرداخت مالیات بر ارزش افزوده خود است. با این کار هر تولید یا توزیع‌کننده با فروش محصولات خود، وت‌کوین را نیز به خریدار منتقل می‌کند و با این کار استرداد خریدهای خود را انجام می‌دهد. این فرایند تا جایی ادامه می‌یابد که کالا و وت‌کوین به خریدار نهایی منتقل شود.

حساب خریدار نهایی با حساب مؤدیان در سیستم بلاک‌چین تفاوت دارد. یعنی خریدار نهایی نمی‌تواند وت‌کوین انتقال دهد، بلکه وت‌کوین را دریافت کرده و معادل آن پول فیات پرداخت می‌کند که به منزله پرداخت مالیات بر ارزش افزوده است. به این ترتیب وت‌کوین‌ها در نهایت به مشتری نهایی می‌رسند که توان انتقال آن از حساب خود به دیگری را ندارند (فقط می‌توانند دریافت‌کننده باشند) و این همان هدف مالیات بر ارزش افزوده است که باید به مشتری نهایی اصابت کند.



[1] Consensus Mechanism

[2] Time-Stamp

[3] VATCoin

[4] VATCoin